جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۰۷
میثم ظهوریان مطرح کرد:
اولویت‌های سیاسی سال آینده مشهد

به مساله اولویت‌های سیاسی (چه در سطح ملی و چه محلی) می‌بایست از دریچه تمدنی نگاه کنیم. برای تمدن سازی هم اگر الگوی رهبری را بپذیریم این الگو دارای چهار مرحله پیشینی است که شامل شکل‌گیری انقلاب اسلامی، تحقق نظام اسلامی، ایجاد دولت اسلامی، تشکیل جامعه اسلامی و در نهایت تمدن سازی اسلامی است.

صحبت های دکتر میثم ظهوریان در نشست تشکل فتیه با موضوع اولویت‌های سیاسی سال آینده مشهد

به مساله اولویت‌های سیاسی (چه در سطح ملی و چه محلی) می‌بایست از دریچه تمدنی نگاه کنیم. برای تمدن سازی هم اگر الگوی رهبری را بپذیریم این الگو دارای چهار مرحله پیشینی است که شامل شکل‌گیری انقلاب اسلامی، تحقق نظام اسلامی، ایجاد دولت اسلامی، تشکیل جامعه اسلامی و در نهایت تمدن سازی اسلامی است.

رهبر انقلاب معتقدند که در این سیر ما همچنان در مرحله دولت اسلامی باقی مانده‌ایم و شاید به تعبیری بشود گفت بعضا مانند مار پله عقب نشینی هم می‌کنیم. از این نگاه می‌توانیم مهم‌ترین مساله سیاسی در هر دو سطح ملی و محلی را برای سال آینده انتخابات تعریف کنیم.

یکی از مسائل کلیدی جهت حضور موثر در انتخابات باز تعریف صف‌بندی‌های سنتی سیاسی رایج و عمل جریان انقلابی در چارچوبی جدید است. به طور خاص تقسیم بندی اصولگرا و اصلاح طلب به عنوان پارادایم قالب در تقسیم‌بندی‌های سیاسی بیان‌کننده واقعیات فضای سیاسی کشور نیست.

وقایع مختلفی در طول زمان مانند انتخابات ۸۸ و ۹۲ و همچنین ماجرای برجام و همین انتخابات اخیر مجلس که در همه این ها، مرز بخش‌هایی بزرگ از جناحین در بسیاری از موارد بسیار کمرنگ بود، نشان داده است که چقدر این تقسیم‌بندی در توصیف واقعیات سیاسی جامعه ناتوان است.

برای جایگزینی این الگو بهترین صف‌بندی که می توان از بیانات رهبری استخراج نمود جایگزین نمودن سه ضلعی انقلابی، غیرانقلابی و ضد انقلابی است.  البته دقت کنیم اولا انقلابی بودن مراتب دارد و ثانیا غیر انقلابی بودن به معنی خارج از نظام بودن نیست و اتفاقا طیفی از مسئولان و افراد معتقد به انقلاب اسلامی ولی فاقد اعتقاد یا عمل مبتنی بر شاخص‌های انقلاب را شامل می‌شود.

اگر مروری بر فرآیند همین انتخابات برگزار شده اخیر نیز داشته باشیم می بینیم که در اغلب مواقع بدنه انقلابی جامعه جلوتر از جریان هایی که خود را راس اصولگرایی می دانند حرکت کردند.

برخی از بخش های اصلی جریان اصولگرایی مانند دو جامعه روحانیت مبارز و مدرسین حوزه علمیه قم هنوز حاضر نیستند از قرار دادن افرادی مانند هاشمی و روحانی در لیست خودشان خودداری کنند. به عبارت بهتر هنوز ارتباطات سنتی سیاسی و روابط عاطفی برخی از این بزرگواران بر نه تنها اصول انقلابی که حتی بر اصول ابتدایی عقلانیت در کنش سیاسی ، حاکم است.

در قم بدنه جامعه به افرادی  رای می دهد که با هر شاخص انقلابی که بررسی کنید (از جمله پنج شاخص مشخص شده توسط رهبری) برتر و جلوتر از افرادی هستند که در لیست انتخاباتی جامعه معزز مدرسین قرار دارند و از سوی دیگر بخش مهمی از لیست جامعه مدرسین با فهرست تجدید نظر طلبان اشتراک دارد.

به همین دلیل هم هست که در انتخابات بدنه اجتماعی و پایگاه اصلی اصولگرایان حتی اگر به لیست آن ها رای می دهند اما حاضر نیستند حضور میدانی و جدی برای موفقیت این لیست داشته باشند.

فضای انتخابات در کشور ما به شکلی است که هر جریانی برای موفقیت ابتدا می بایست پایگاه اجتماعی خود را اقناع کند و سپس از طریق کنش و فعالیت وسیع این پایگاه اجتماعی بتواند طیف های میانه و خاکستری را جذب کند. این الگویی است که هم احمدی نژاد و هم روحانی مبتنی بر آن در انتخابات موفق شدند.

جریان موسوم به اصولگرایی نیز دقیقا به دلیل همین مساله یعنی نادیده گرفتن انتظارات بدنه اجتماعی خود و ترجیح قبیله گرایی های سیاسی بر اصول و انتظارات این پایگاه اجتماعی، فاقد توانایی اقناع این پایگاه بوده است.

در عمل چیزی که امروز اصولگرایی خوانده می شود نه یک گفتمان و مبنای فکری و ایده مشخص که صرفا یک برچسب سیاسی است که بر روی پیشانی افرادی خاص چسبانده شده است و این افراد هم فارغ از کنش سیاسی یا عملکردشان اصولگرا محسوب می شوند .

شما در ترکیب اصولگرای دو مجلس سابق و اسبق هم می بینید نمایندگانی حضور دارند که همزمان هم مصوبه وقف دانشگاه آزاد را تصویب می کنند و هم با ۲۰۰ امضا از فلان آقایی که علی‌رغم سوابق نامناسب معاون رییس جمهور شده حمایت می کنند و هم از مرتضوی پول می‌گیرند .

آیا مردم وقتی این پدیده ها را ببینند حق ندارند به بنده و شمایی که خودمان را می خواهیم زیر این چتر تعریف کنیم، بدبین شوند.  این ها در کنششان اثری جدی از شاخص های انقلابی نیست، اما چون تحت نام و حتی با فعالیت و عمل بدنه انقلابی جامعه وارد مجلس می شوند، لذا عملکرد آن ها پای این بدنه نوشته می شود.

اگر تشکل ها و بدنه انقلابی جامعه نتواند و نخواهد از تعریف اصولگرایی و از آن مهمتر ترکیب آن عبور کند همچنان باید منتظر تجربیات تلخ انتخابات های اخیر باشد.

اصولگرایی تبدیل به شیرشترگاوپلنگی شده که در آن  همه تیپ و فکر آدمی با هر موضعی از هاشمی رفسنجانی و روحانی و کاظم جلالی گرفته تا جلیلی و زاکانی و رسایی و  آقا تهرانی تعریف می شود.

در عمل چیزی که امروز اصولگرایی خوانده می شود نه یک گفتمان و مبنای فکری و ایده مشخص که صرفا یک برچسب سیاسی است که بر روی پیشانی افرادی خاص چسبانده شده است و این افراد هم فارغ از کنش سیاسی یا عملکردشان اصولگرا محسوب می شوند .

در حوزه اولویت های محلی هم نیز با همان نگاه تمدنی همین مساله حاکم است. انتخابات شورای شهر در صورت عمل صحیح جریانات انقلابی می تواند گامی به سمت تحقق تمدن سازی اسلامی از طریق ایجاد یک الگوی شهر اسلامی باشد.

برخی تحولات اقتصادی سال های اخیر موجب شده است مجموع بودجه کلان شهرهای کشور بیش از بودجه عمرانی دولت باشد و خود این مساله یک ظرفیت تاثیرگذاری جدی برای شهرداری و شورای شهر ایجاد می کند.

متاسفانه در شورا و شهرداری فعلی مشهد هم اگر چه تغییرات مثبتی در برخی روش ها و ابزارها و تاکتیک ها نسبت به دوره پیشین اتفاق افتاده است، اما در برخی حوزه های کلان مانند الگوهای توسعه و سرمایه گذاری همان دیدگاه «شهر برای سود» و جذب سرمایه به هر بهایی هنوز  حاکم است. به عبارت دیگر رقابت تنها بر دستیابی به کمیاتی برتر در شاخص هایی مشابه (مانند میزان جذب سرمایه گذاری و میزان درآمدزایی و …) است و کیفیت و جهت و بردار این سرمایه گذاری و توسعه مغفول است.

هنوز هم بازار تجاری سازی و مال سازی (هر چند با سرعتی کمتر از قبل) رونق دارد و حتی به مناطق محروم شهر نیز کشیده شده است و به مسائل اساسی مانند هویت و آینده ای که از مشهد تصویر داریم توجه کافی نمی شود و همه این ها در حالی اتفاق می افتد که بدنه شورا و شهرداری افرادی معتقد به انقلاب و مومن هستند.

لذا یکی از اولویت‌های سیاسی  تشکل‌ها و جریانات انقلابی در سال ۹۶ بستر سازی برای حضور افرادی در نهاد تصمیم گیر شهر است که علاوه بر مومن و مسلمان بودن دارای نگاه مبنایی و گفتمانی انقلابی و اسلامی نسبت به مسائل اساسی شهر باشند.

نشست تشکل فتیه با موضوع اولویت‌های سیاسی سال آینده مشهد

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140