یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵ ۲۲:۴۷
یک قاعده کلی
«ایثار» نکنید، «کار» کنید!

به‌عنوان یک قاعده کلی، هر چه به زمان ثبت‌نام متقاضیان ورود به انتخابات مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری و … نزدیک‌تر می‌شویم، آنچه بیش و پیش از همه به چشم می‌خورد، بازار «احساس تکلیف‌های» مدیران ریزودرشت دولتی برای ورود به «سنگر خدمت به نظام» است. اگر کمی در دلایل حضور آقایان کنکاش شود گزاره‌هایی چون «لزوم استفاده از پتانسیل افراد متخصص در سطوح قانون‌گذاری»، «لزوم حضور افراد متخصص و متعهد در جایگاه‌های تصمیم‌گیری»، «اتمام‌حجت شرعی برای حضور در عرصه خدمت‌گزاری» و کلیشه‌های تکراری مشابهی را خواهید یافت که در مجامع خصوصی و عمومی مطرح می‌شود و راهی جز کاندید شدن را پیش روی مدیر باقی

روزنامه شهرآرا در شماره ۱۷۲۴ روز پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۳/۲۸ خود یادادشتی به قلم دکتر«سعید شعرباف» با عنوان «ایثار» نکنید، «کار» کنید! منتشر کرده است.

به‌عنوان یک قاعده کلی، هر چه به زمان ثبت‌نام متقاضیان ورود به انتخابات مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری و … نزدیک‌تر می‌شویم، آنچه بیش و پیش از همه به چشم می‌خورد، بازار «احساس تکلیف‌های» مدیران ریزودرشت دولتی برای ورود به «سنگر خدمت به نظام» است. اگر کمی در دلایل حضور آقایان کنکاش شود گزاره‌هایی چون «لزوم استفاده از پتانسیل افراد متخصص در سطوح قانون‌گذاری»، «لزوم حضور افراد متخصص و متعهد در جایگاه‌های تصمیم‌گیری»، «اتمام‌حجت شرعی برای حضور در عرصه خدمت‌گزاری» و کلیشه‌های تکراری مشابهی را خواهید یافت که در مجامع خصوصی و عمومی مطرح می‌شود و راهی جز کاندید شدن را پیش روی مدیر باقی
نمی‌گذارد!
در میان تمامی این متقاضیان، هستند مدیرانی که به دلیل محدوده وسیع سازمان تحت سرپرستی خود و یا زمان کوتاهی که از دوره مسئولیتشان می‌گذرد و احیانا وعده‌ها و شعارهای رنگارنگی که در ابتدای مسئولیتشان برای بهبود اوضاع داده‌اند، بارهای روی زمین مانده زیادی را برای وارث آینده خود به ارث می‌گذارند و عملا با رها کردن مسئولیت، ضربات سنگینی را بر ساختار سازمانی خود وارد می‌کنند. تحقیقات متعددی در زمینه بررسی اثر تغییرات پی‌در‌پی مدیران عالی سازمان‌ها بر شاخص‌هایی چون بهره‌وری منابع انسانی و حتی برآورده شدن انتظارات روانی کارمندان سیستم، صورت گرفته که همگی مؤید همین حقیقت است که سردرگمی تزریق‌شده به سیستم در دوران گذار از مدیر قدیم به جدید و انتظارات انباشته کارمندان از مدیر جدید به‌شدت در عملکرد سازمان اثر منفی دارد. حال فرض کنید مدیر یک سازمان عریض و طویل و تأثیرگذار دولتی با ده‌ها هزار کارمند و مخاطب که پس از کش‌وقوس‌های فراوان، کمتر از دو سال است که مدیریت ثابتی را تجربه می‌کند و تازه چند ماهی است که تغییرات انسانی مدنظر خود را در سطح مدیران درجه‌یک سازمان انجام داده است، ناگهان دچار احساس تکلیف شود و سودای خدمت در سنگر جدیدی را در سر بپروراند؛ یعنی درست زمانی که سیستم می‌خواهد برنامه‌های تحولی خود را آغاز کند (البته اگر اساسا چنین برنامه‌ای از ابتدا مدنظر بوده باشد)، دوباره سرپرست، دوباره مدیر جدید، دوباره تغییرات کلان، دوباره چشم‌انداز و راهبرد نویسی و راهکار‌سازی، دوباره شعار تحول و رفع مشکلات و دوباره برنامه‌ریزی جدید برای اجرایی شدن سیاست‌ها! به معنای دقیق کلمه: چرخیدن در یک دور باطل
و بی‌نتیجه.

طنز تلخ ماجرا این است که با همه این اتفاقات، مدیر علاقه‌مند خدمت اعلام کند که: «امروز بنده ایثار می‌کنم که این پست را واگذار می‌کنم. چون که ریل‌گذاری سیاست‌های کلی را انجام داده‌ام، اما خودم را از نسیم لذت‌بخش نتایج این ریل‌گذاری محروم کرده‌ام.» به‌راستی خطاب به این مدیران کارآمد چه باید گفت؟
دکتر سعید شعرباف

 

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140