سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ ۲۰:۵۲
تاملی بر روشهای احزاب و جریانات سیاسی برای راه اندازی جنگهای زرگری نزدیک انتخابات
بازی دو قطبی های ساختگی با شاخص‌های انتخاباتی

آنچه سال‌هاست به‌عنوان شاخص واقعی به‌ویژه در جریانات شاخص مشاهده می‌شود و در عمل مبنای اصلی اغلب لیست‌بندی‌ها قرار می‌گیرد، میزان التزام فکری و عملی کاندیدهای انتخاباتی به دوقطبی‌هایی است که پیش از این رسانه‌های مرتبط با آن‌ها، بر حقیقی‌بودن و اصیل‌بودن آن تاکید داشته‌اند، با پروپاگاندا آن را مبنای اصلی انتخاب معرفی کرده‌اند و دائما با چاشنی ایجاد ترس از انتخاب طرف مقابل ، لیست خود را برنده این جنگ دانسته‌اند.

بازی دو قطبی های ساختگی با شاخص‌های انتخاباتی
بازی سیاسیون با شاخص‌های انتخاباتی

در علوم مهندسی مشهور است که شناخت ماهیت و ویژگی‌های بنیادی یک سیستم در گرو  بررسی وضعیت آن، در شرایط خاص و حساس است.شاید بتوان با تسامح، همین استدلال را نیز در علوم انسانی و جامعه‌شناسی به‌کار برد و از این جهت، ویژگی‌های بنیادی مردم، جریانات و خواص یک کشور را به‌صورت شفاف و بی‌پرده در زمان‌های حساسی چون انقلاب‌ها، انتخاب‌های حساس و فتنه‌ها مشاهده کرد. تجربه عینی انقلاب اسلامی نیز، همین باور را به ما می‌رساند که این‌گونه دوران‌ها بهترین زمان برای شناخت ماهیت و حقیقت جریانات، فعالان سیاسی و حزبی و حتی جهت‌گیری‌های کلان توده مردم است، همان‌گونه که انتخابات ٨٨، حقیقت پنهان بسیاری از جریانات مدعی علم و تخصص و سابقه انقلابی را برای افکار عمومی آشکار کرد و بستری را برای ظهور سیرت انقلابی توده مردم در ٩دی فراهم کرد. انتخابات اخیر مجلس و خبرگان نیز از مصادیق برهه‌های حساسی است که تامل در عملکردهای بازیگران مرتبط با آن، می‌تواند شناخت ما را از واقعیت بی‌پرده عرصه سیاست افزون کند. شاید یکی از ده‌ها موضوع قابل تحلیل در این عرصه، موضوع شاخص‌های اصلی کاندیداهای انتخابات است، چه شاخص‌هایی که به کمک آن‌ها بتوان به بررسی منصفانه‌ای از عملکرد نمایندگان گذشته رسید و چه شاخص‌هایی که بتواند برای انتخاب نمایندگان جدید از بین همه متقاضیان به ما کمک کند. این روزها، با مشخص‌ترشدن جبهه‌گیری‌ها و لیست‌بندی‌های انتخاباتی در سطح شهر و کشور و با ظهور انواع و اقسام جریانات رنگارنگ سیاسی، این موضوع به یک بازی پرتکرار رسانه‌ای نیز بدل شده و همگان سعی دارند لیست‌های خود را مبتنی بر شاخص‌هایی، قابل دفاع و منطقی جلوه دهند.

در اینکه شاخص و میزان حقیقی انتخاب نمایندگان باید چگونه و بر مبنای کدام نظام فکری انتخاب شود، بعدها سخن خواهیم گفت، اما به نظر می‌رسد در این فضا، بررسی ضدشاخص‌ها یا به‌عبارتی شاخص‌های ناقص و البته فریب‌دهنده انتخاباتی باید در اولویت قرار داشته باشد، به‌ویژه آنکه، بیشتر جریانات قدیم و جدید سیاسی از اصول‌گرای معتدل و اصول‌گرای تحولی تا اعتدالی خالص و اعتدالی اصلاح‌طلب تا موتلفه و جبهه پیروان و نسخه‌های ترکیبی جدید آن‌ها، همگی به‌نحوی دست به گریبان این موضوع هستند و با وجود همه اختلافات ظاهرا مبنایی، در این قبیل موضوعات اشتراک روشی داشته و دارند!

آنچه سال‌هاست به‌عنوان شاخص واقعی به‌ویژه در جریانات شاخص مشاهده می‌شود و در عمل مبنای اصلی اغلب لیست‌بندی‌ها قرار می‌گیرد، میزان التزام فکری و عملی کاندیدهای انتخاباتی به دوقطبی‌هایی است که پیش از این رسانه‌های مرتبط با آن‌ها، بر حقیقی‌بودن و اصیل‌بودن آن تاکید داشته‌اند، با پروپاگاندا آن را مبنای اصلی انتخاب معرفی کرده‌اند و دائما با چاشنی ایجاد ترس از انتخاب طرف مقابل ، لیست خود را برنده این جنگ دانسته‌اند.

شاید مهم‌ترین این دوقطبی‌ها، شاخص دوگانه و مبهم اصول‌گرااصلاح‌طلب است اما فقط امر محدود به این مورد نیست، دوقطبی‌های متعدد دیگری نیز در این فضا مرتب طرح می‌شود که هر یک به‌تنهایی مبنای استدلال‌های سیاسیون برای بستن لیست‌هاست. دوقطبی طرفدار دولت‌منتقد دولت، دوقطبی اعتدال‌افراط، دوقطبی حکومتی‌غیرحکومتی، دوقطبی حزبی‌مستقل، دوقطبی متخصص‌متعهد، دوقطبی صالح مشهور‌اصلح غیرمشهور، دوقطبی برنامه‌داربی‌برنامه و موارد متعددی از این قبیل.

با اینکه برخی از این دوقطبی‌ها اساسا ساختگی هستند و تنها کارکرد جذب رای را دارند، همچون نماینده غیرحکومتی‌بودن یا مقبولیت داشتن، برخی بسیار کلی و مبهم هستند و هر کسی از ظن خود می‌تواند واجد آن باشد، مانند معتقد‌ بودن اما برخی دیگر، بهره‌ای از یک شاخص حقیقی انتخاب را دارند و نمی‌توان آن‌ها را به‌راحتی از حیز انتفاع ساقط کرد، همچون تخصص، تعهد یا برنامه‌داربودن اما آنچه محل اشکال است، ضریب غیرمنطقی و سودجویانه به این شاخص‌هاست که اغلب وسیله‌ای برای به فراموشی‌سپردن شاخص‌های معقول و منطقی انتخاب و در عمل بایکوت افراد و جریانات واجد شرایط است. واقعا کدام‌یک از جریانات و لیست‌های انتخاباتی امروز و دیروز، با شاخص نگاه به کلان مسائل و نیازهای اولویت‌دار شهر و کشور و پس از سنجش استطاعت و تجربه فرد متقاضی برای حل مسئله و سنجش سطح ورودی که یک نماینده مجلس در حل مشکلات می‌تواند داشته باشد و بر مبنای یک نظام نمره‌دهی نسبی معقول به نام‌ها رسیده‌اند؟ به نظر می‌رسد منافع جریانات سیاسی، اجازه طی‌شدن چنین روندی را بدان‌ها نداده است.

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140