یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵ ۲۲:۱۸
قسمت نهم
سفرنامه فلوجه

یکی از عادات ناپسند برادران عراقی ما اسراف یا به قول خودشان تبذیر است.

یکی از عادات ناپسند برادران عراقی ما اسراف یا به قول خودشان تبذیر است. به نمونه‌های زیر توجه کنید:
۱- جلوی تدارکات جایی کوه آب معدنی‌های کوچک ریخته است. بخشی از آب‌ها زیر دست‌وپا و چرخ ماشین‌ها رفته و له شده است. چند روز پیش راننده یک هامر را دیدم که برای خنک کردن موتور نفربر، یک بسته آب معدنی را روی ماشین خالی کرد در حالی که آب در ده متری‌اش توی مخزن بود.
۲- اسراف غذای پخته که بیداد می‌کند. امروز دیدم تدارکاتی‌ها نصف دیگ برنج بسیار خوشمزه با ادویه و بادام هندی و گردو را کنار باغچه خالی کردند در حالی که هنوز قابل خوردن بود. یا اینکه غذا را توی دیس‌های بزرگ می‌ریزند و خورش، مرغ یا ماهی را رویش و همیشه نیمی از غذا زیاد می‌آید و دور ریخته می‌شود. یا اینکه بیشتر از خوردن نان، از آن به‌عنوان بستر غذاهای دیگر استفاده می‌کنند و بعد نان روغنی و چرب را دور می‌ریزند. چند باری این مسئله را تذکر دادم ولی کو گوش شنوا و شاید این تذکر را به حساب خساست و بی کلاسی گذاشتند.
از مجموعه این صحنه‌های آزار دهنده در عراق به این نتیجه رسیدم که شاید بخشی از فقر مردم عراق به‌خاطر این قدر ناشناسی باشد.
البته از بابا یک سوزن به خود و یک جوالدوز به دیگران، وضعیت رستوران‌های ما هم کم از این‌هایی که گفتم نیست.
شب را با این افکار می‌گذرانم. آخر شب خبر می‌دهند که صبح زود عملیات در پیش است. سعی می کنیم زودتر بخوابیم تا فردا قبراق باشیم.
ادامه دارد ….

@zambur
http://telegram.me/zambur

زمبور
عسل زمبور های نیش دار شیرین تر است.
روزنوشت ها و سفرنامه های محمد مهدی خالقی

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140