دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ ۲۰:۰۸
احدیان - ظهوریان
مناظره/ رعایت خط قرمزهای رهبری در مذاکرات هسته ای

این اختلافی است که ما داریم. صریح سخنان رهبری مغایر با این چیزی است که می فرمایید. چون رهبری صریحا اعلام کرده اند ما همین خطوط قرمز را هم مکتوب به تیم مذاکره کننده اعلام کرده ایم و مجددا در سخنرانی آخرشان هم اعلام کرده اند که ما در جلسات خصوصی هم همین را گفته ایم و در جایی هم می گویند اهم یعنی مهمترین خطوط قرمز همین‌ها بوده که گفته‌ام.

جلسه ماهیانه کانون دانش آموختگان بسیجی مشهد (کاد)

با حضور آقایان احدیان و ظهوریان

احدیان :

imagesخوشحالم که فرصتی است که در خدمت شما هستم و انشاالله اگر نکته منفی در بیان ما وجود داشت اصلاح شود و  اگر نقطه مثبتی هم بود تاثیر بگذارد. به نظرم در ابتدا باید نوع نقد و نحوه تحلیل مباحث را بررسی کنیم. سوال اساسی من از منتقدین این است که رفتارشان بعد از بیان مثال دایو شیرجه توسط رهبری چقدر تفاوت پیدا کرده. آیا در گذشته اشتباهی نکرده بودند و اگر بوده کجا بوده. آیا در آن رفتار اصلاحی صورت پذیرفته است یا آیا نگاهشان به تیم هسته‌ای تغییر کرده. سوال اصلی این است که باید یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوالدوز به دیگری. اشکالی که در منتقدان است این است که فقط نگاه منفی دارند و فقط نقطه ضعف را می‌بینند. یعنی متن را جلوی خودشان می‌گذارند و فقط دنبال نقاط منفی می‌گردند. چه اشکالی دارد که اگر بیست تا نقطه ضعف وجود دارد ۳ تا نقطه قوت را هم بگوییم. بعضی‌ها نگاهشان این است که این دولت نباید توافق کند و نگاه سیاسی دارند و بعضی‌ها هم نگاه عملکردی دارند و معتقد به ناتوانی تیم است. اما منتقدان باید به این سوال پاسخ دهند که‌ آیا توافق بین لوزان و وین تفاوتی نکرده‌است. مثلا گفته می‌شد تحریم‌ها لغو نخواهد شد و لیست بلند بالایی هم می‌آوردند که این‌ها غیر هسته‌ای و تیم هسته‌ای می‌گفتند لیست را خواهیم آورد ولی منتقدین می‌گفتند نه سرتان کلاه خواهد رفت و الان لیست تحریم‌ها در توافق آمده. خوب چرا این مسائل را قبول نمی ‌کنیم. آقا می‌فرمایند توافق بده بستان است که یک چیزی می‌دهیم یک چیزی می‌گیریم اما صنعت هسته‌ای متوقف نباید بشود اما ما این را توجه نمی‌کنیم یا در خطبه‌های عید فطر می‌گویند جمهوری اسلامی به حول الهی قوی است و روز به روز قوی‌تر می‌شود و این در برابر تصویر ضعیفی است که ما ارائه می‌دهیم یا می‌گویند آن‌ها مجبور شده‌اند گردش چند هزار سانتریفیوژ را تحمل کنند، ناچار شده‌اند تحقیق و توسعه را تحمل کنند، اما ما داریم تشکیک می‌کنیم و بعد هم می‌فرمایند این معنایش چیست جز اقتدار ایران. پس باید نوع نگاهمان را عوض کنیم و به جای تمرکز بر نقاط منفی نقاط مثبت را هم ببینیم.

ظهوریان:

بسم‌الله الرحمن الرحیم. من در ابتدای بحث مربوط به نقد تفاهم هسته‌ای لوزان می‌خواهم به چند نکته به عنوان پیش‌فرض‌های موضوع اشاره کنم تا کمی زاویه ورودمان به بحث شفاف شود.82895

اولا در مورد بحثی که جناب احدیان در مورد نیات سیاسی مخالفان و اهداف انتخاباتی آن‌ها از مخالفت بیان کردند توصیه برادرانه‌ام این است که سعی کنیم چه در مورد موافقان و چه مخالفان توافق از نیت خوانی‌های این چنینی پرهیز کنیم، چرا که اگر بنا به نسبت دادن موافقت‌ها و مخالفت‌ها با توافق به نیت‌های سیاسی و انتخاباتی باشد همین اهداف انتخاباتی در مورد موافقان و تیم مذاکره کننده هم قابل طرح است. به ویژه که در این طرف مستنداتی قویتر مانند اظهارات صریح آقای ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا مبنی بر این که در صورت عدم توافق در انتخابات مجلس شکست خواهیم خورد هم وجود دارد. لذا فرض می‌کنیم یک بخشی از این اختلاف تحلیل ممکن است مربوط به تفاوت در پیش‌فرض‌ها و همچنین در داده‌ها باشد که تحلیل‌های متفاوت را موجب می‌شود.

از آن طرف اگر بحثی به عنوان نقد مذاکره‌کنندگان در این جا مطرح می‌شود هم منظور نقد نیات این بزرگواران نیست و نقد معطوف بر عملکرد و برخی از مبانی فکری این آقایان است که برخی اشتباهات، برخی اعتمادهای بیجا و برخی ساده‌انگاری‌ها و برخی ذهنیت‌ها نسبت به توسعه و پیشرفت که در تیم مذاکره‌کننده وجود دارد، در عمل باعث شده است نتیجه‌ای که در شان ملت ایران است از مذاکرات به دست نیاید.

نکته دیگر این است که اگر ما بحثی در مورد توافقنامه انجام می‌دهیم قبول داریم که در توافق ما هم داده داشته‌ایم و هم ستانده و نقاط مثبت و منفی با هم در متن وجود دارد و لذا نقدی اگر صورت می‌گیرد مبتنی بر عدم توازن بین این دو است که نشان داده خواهد شد هم به لحاظ وزن امتیازاتی که به طرف مقابل دادیم و هم به لحاظ توازن زمانی عدم توازن فاحشی در در توافق وجود دارد.

نکته بعدی هم این که جنس نقد ما بنا نیست به این نتیجه‌گیری که انقلاب از دست رفت و این توافق هم جام زهر بینجامد و نقدی امیدبخش است. واقعیت این است که علی رغم تمام مخاطرات سیاسی و امنیتی موجود در توافق وین انقلاب با مدیریت امام و رهبری از پیچ‌هایی بسیار خطرناک تر از شرایط فعلی هم عبور کرده و لذا جنس‌ نگرانی ما در این موضوع باید دلواپسی فعالانه باشد.

به عنوان مصداقی از این که چرا انقلاب شرایط خطیرتری از وضعیت فعلی را پشت سرگذاشته‌است و البته اشاره‌ به پشتوانه‌های فکری مذاکرات کنونی می‌خواهم به پیشنهادی به عنوان «نقشه راه حل مسائل ایران و آمریکا» اشاره کنم که در سال ۲۰۰۳ از طریق وزارت خارجه کشورمان که در آن زمان همین تیم فعلی با اندکی تفاوت بر آن حاکم بودند به آمریکا پیشنهاد شد، اشاره کنم.

در این پیشنهاد که پس از اشغال عراق به آمریکایی‌ها ارائه شد (و البته از طرف آمریکایی‌ها رد شد) امتیازاتی از طرف ما پیشنهاد شده که در صورت تحقق می‌توانست یک فاجعه را موجب شود.

یکی از این پیشنهادات عبارت است از«لغو هرگونه حمایت از گروه های فلسطینی شامل جنبش جهاد و مقاومت و فشار بر این گروه ها برای توقف اعمال خشونت آمیز ». امتیاز پیشنهادی بعدی ما به آمریکا در این پیشنهادیه عبارت است از «تبدیل حزب الله به یک سازمان صرفا سیاسی»! که مفهوم سیاسی آن می‌شود خلع سلاح حزب الله! امتیاز پیشنهادی دیگر ما در این نقشه راه عبارت است از «پذیرش بیانیه بیروت اتحادیه عرب». بیانیه بیروت اتحادیه عرب بیانیه پیشنهادی عربستان سعودی است که بر اساس آن اولین بار اعراب اسرائیل را در مرزهای ۱۹۶۷ (یعنی حدود ۷۸٪ خاک فلسطین) به رسمیت شناختند .

در برابر آن ما چه امتیازاتی قرار بوده بگیریم؟ گفته «امریکا بیانیه‌ای عمومی بدهد که ایران دیگر جز محور شرارت نیست!» این اصلی ترین امتیازی بوده که قرار بوده در قالب این پیشنهادیه به ما ارائه شود. خب این نوع پیشنهادات دارای چه مبنایی است.

احدیان :

بنده تا به حال این سندی را که اشاره می‌کنید ندیده‌ام و بد نیست منبع آن را بعدا به بنده معرفی کنید.

ظهوریان :

سند در سال ۲۰۰۷ منتشر  شد و البته در اینترنت هم با کلید واژه نقشه راه ایران و آمریکا[۱] در سایت‌های متعدد قابل دستیابی است. ضمن این که خود آقای صادق خرازی هم بر این سند تصریح می‌کند و آقای ظریف هم در مستند ایران و غرب شبکه ۴ بی‌بی‌سی ضمن اشاره به این سند از رد آن توسط آمریکا اظهار تاسف می‌کند.

من همین جا باید به نکته‌ای مبنایی اشاره کنم؛ دو نگاه در کشور ما در فضای سیاست خارجی میان فعالین و مسئولین وجود دارد. نگاه اول این است که دنیا به مثابه یک دهکده است و آن دهکده هم یک کدخدا دارد که اگر میخواهی زندگی کنی باید با آن کدخدا کنار بیایی. به عبارت ملموس‌تر دنیا محله‌ای است که لاتی دارد و در ماجرای هسته‌ای هم این لات از شما خواسته مثلا کتت را در بیاوری و به او بدهی. این نگاه می‌گوید عقل حکم می‌کند که کتت را به او بدهی تا مشکل بزرگ‌تری پیش نیاید.  نگاه دوم که می توان آن را در سخنان رهبری و امام راحل هم مشاهده کرد می گوید اگر این لات امروز به شما گفت فلان لباست را به من بده و شما هم انجام دادی در ادامه از شما خواهد خواست لباس‌های دیگرت را هم به او بدهی و در نهایت از جمهوری اسلامی ایران فقط یک پوسته ای می ماند که هیچ محتوایی درون آن وجود نخواهد داشت. به تعبیر رهبری حد یقفی این فشارها ندارد .

یک سوال هم که به نظرم پیش از ورود به ارزیابی توافق باید پاسخ گرفته باشد این است که هدف ما از مذاکره چیست. رهبری در جایی می‌گویند «حتی اگر در مسئله هسته ای نیز همان خواسته هایی را که آنها دیکته می کنند، قبول کنیم، باز هم تحریم ها برداشته نخواهد شد.». سوال این است که اگر واقعا این طور است پس اصلا چرا باید مذاکره‌ای صورت گیرد. ایشان در جای دیگری پاسخ این سؤال را می‌دهند و می‌گویند «گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ … این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌ای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ی تعلیق غنی سازی انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنی سازی را در مذاکرات با همین اروپایی ها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنی سازی، امید همکاری از طرف کشورهای غربی مطلقاً وجود ندارد. » پس دقت کنیم مهمترین هدف از مذاکره همین تجربه و ظرفیت فکری است که می‌بایست برای آن بخش از مسئولان یا مردم که همه چیز را در گروه رابطه با آمریکا می‌دانند ایجاد شود. این یک نوع رویکرد تربیتی است که ریشه در نظام ایمانی دارد . مثلا در تربیت فرزند یک رویکردی که والدین می‌توانند نسبت به فرزندشان داشته باشند این است که ممکن است به او قاطعانه و دستوری اجازه هیچ اشتباهی را ندهند. اما رویکرد دیگر این است که در صورت اصرار کودک بر انتخاب مسیری اشتباه اجازه این اشتباه را به کودک می‌دهد و البته با رویکردی پدرانه سعی در حداقل کردن هزینه‌های این اشتباه دارد.

پس دقت کنیم جنس هزینه منفعت در نظام ایمانی با هزینه منفعت اقتصادی محضی که در غرب رایج است متفاوت است و در این نوع از هزینه منفعت متغیرهایی مانند رشد فکری مسئولان و جامعه نیز وارد می‌شود که همین متغیر به ظاهر غیر مهم ممکن است برجام را از هیولایی وحشتناک به موجودی قابل پذیرش تبدیل کند. به همین دلیل هم بنده همان طور که با آقای احدیان در پیروزی و فتح الفتوح خواندن توافق زاویه دارم یا دوستانی که توافق را جام زهر یا نتیجه آن را از بین رفتن جمهوری اسلامی می‌خوانند  نیز اختلاف نظر دارم و معتقدم بهترین کلید واژه برای توافق فعلی توافقی تلخ است که البته ممکن است تلخی این توافق دارویی برای تضمین آینده کشورمان باشد. البته من فعلا در مورد مصلحت بودن تصویب یا عدم تصویب نظر قطعی ندارم، اما عرضم این است با این مدل از هزینه منفعت ممکن است حتی همین توافق بد نیز پذیرشش مصلحت شود.

احدیان:

در ارزیابی ها چند روش مختلف وجود دارد. یکی روش طرح شاخص است و یک روش هم داده – ستانده است. روش خطوط قرمز نزدیک به همان طرح شاخص است؛ این هم مشروط به این است که تمام شاخص ها را داشته باشیم و خب ما همه را نمی دانیم.

ببینید یک زمان من خودم به صراحت در ویژه نامه نوروزی آوردم که مذاکرات هسته ای به نتیجه نمی رسد و این حرف را درست در میانه ی مذاکرات زدم . خب بالاخره انسان باید نسبت به همین موضع گیری هم پاسخگو باشد. اما زمانیکه آرام آرام مذاکرات جلو رفت و پیشروی هایی حاصل شد، دیگر انسان دلیلی نمی بیند بر همان مواضع قبل خود بایستد. نکته ای که وجود دارد این است که حتی رهبری هم بدبینی خود نسبت به مذاکرات را اگر در حد نهایت می دانستند چه بسا اصلا مذاکره ای رخ نمی داد.

در حوزه ی داده ستانده یکسری گزاره هاست که سعی شده روی آن بحث شود. قاعدتا باید داده ستانده مبتنی بر متن باشد. اولین ستانده ای که ما داشته ایم پذیرش غنی سازی و ایران هسته ای است. این واقعا چالش اصلی ما با غرب بود؛ رسمی شدن غنی سازی ایران هسته ای یعنی یک ستانده ی بسیار مهم.

بحث دوم غنی سازی صنعتی هسته ای است که ما به آن رسیدیم. ادعای ما این است که محدودیت های پذیرفته شده مبتنی بر برنامه ی ماست که می خواهیم بر پایه ی «آی آر ۶ و ۸ » کار را پیش ببریم. ما معتقدیم محدودیت های پذیرفته شده مبتنی است بر توان هسته ای ما و نهایتا با یک تاخیر هسته ای مواجه خواهیم شد.

ستانده ی سوم رفع تحریم های اقتصادی است. من در اینجا کلمه ی رفع را بکار برده ام تا محل بحث نباشد؛ چرا که به نظر در شروع برنامه توافق تحریم ها لغو نمی شود بلکه متوقف می شود و در سند اگرچه لغو آمده اما در عمل نمی توان به آن لغو گفت و در عمل متوقف می شود که به هر حال یک ستانده است.

موضوع بعدی عادی شدن پرونده ی هسته ای ایران است. عادی شدن این پرونده مطابق با توافق این مسیر طی خواهد شد که این هم یکی از همان موارد اصلی است.

محور پنجم شکست نظام سلطه در برابر ایران در خصوص پذیرش پرونده ی هسته ای ایران است. این نکته خیلی مهم است اما در عین اهمیت مشروط هم هست. این نکته مشروط است به ادامه ی مسیر و اینکه ما چه مواجهه ای در این خصوص داشته باشیم. این که آیا پس از توافق به سمت مدل کدخدا برویم که این خود یک داده خواهد بود و نقطه ی آسیب خواهد شد. اما اگر بتوانیم فضای پس از توافق را درست مدیریت کنیم آنچه در برجام در حال رخ دادن است شکست نظام سلطه خواهد بود. چرا که نظام سلطه با ۱۲ سال نتوانست کاری انجام دهد و باید باور کنیم این برجام نتیجه ی ۱۲ سال فعالیت و پشتکار است. باید این را باور داشته باشیم که تلاش در تمامی دوره ها و دولت ها در راستای همین مسیر معنا و مفهوم می یابد. باور کنیم اگر مردم وحدت نداشتند به این نقطه نمی رسدیم، باور داشته باشیم که اگر رهبری در بزنگاه های معین هدایت نمی کردند به این مرحله نمی رسیدیم. اگر باور کنیم که ۱۲ سال جنگ دیپلماتیک داشتیم و امروز به جایی رسیدیم که حداقل نظام سلطه روی کاغذ در حال امضا کردن آن است؛ گرچه شاید در مقام عمل بد عهدی کند.

این تعهد نشان می دهد حرفهایی که ما سالها فریاد می زدیم را خودشان به صراحت امضا کردند. این شکست نظام سطله یعنی ما قطعنامه ها را بدون اجرا لغو کردیم. ما یک روز قطعنامه ها را اجرا نکردیم و آنها را کاغذ پاره دانستیم و اثبات کردیم که همه ی قطعنامه ها کاغذ پاره است.

آب سنگین اراک را از روز اول می گفتند که باید تعطیل شود و ما آن را با این وجود حفظ کردیم. این مشروط به چیست؟ مشروط به این است که رویکرد استکبار ستیزی از این به بعد هم حفظ شود.

اما در داده ها و محدودیت ها پذیرفتیم که سقف تعداد سانتریفیوژ را برای مدت ۱۵ سال داشته باشیم، غنی سازی اورانیوم را تا سقف ۳۰۰ کیلوگرم برای مدت ۱۰ سال ، پروتکل الحاقی و نظارت ها و دسترسی هایی که ما پذیرفته ایم و یکسری نظارت هایی هم فرا پروتکل پذیرفته ایم.

داده‌ی دیگری که اتفاق افتاده تغییر تصور استکبار ستیزی ایران است که در جهان اسلام اتفاق افتاده است. جهان اسلام فکر می کند که ما در حال انجام مفاهمه ی با امریکا هستیم؛ گرچه شاید برخی حرفهایی که امریکایی ها در این مدت اخیر زده اند به نفع ما هم بوده باشد اما در کل چنین تصوری هست. اما زمانیکه صحبت کردیم، قدم زدیم، خندیدیم، طولانی ترین مذاکرات قرن را انجام دادیم ، … تا حدی هم این برداشت طبیعی است. ما هم میخواهیم ای کاش این امتیازات را نداده بودیم و کاملا بر مبنای قدرت انجام می شد اما من مدعی هستم که محدودیت های پذیرفته شده با برنامه ی هسته ای ایران تضاد ندارد.

یکی از مسائل دیگر کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده با توجه به مسائل فنی و کیفی آن است که قابل چشم پوشی است. همچنین نظارت ها و دسترسی ها دو دسته اند. نظارت های پروتکلی آن به نظر ما مشکلی نداشت. اما در مورد نظارت های ۲۰ و ۲۵ ساله باید توجه کنیم با توجه به اینکه ما بنای فعالیت هسته ای نداریم چالش زا نیست.گرچه عبور از خط قرمز هاست چون فرا پروتکلی است.

اما همینجا تاکید می کنم آنچه خیلی جای نگرانی دارد دسترسی های تعریف شده در برجام است که خیلی برای ما نگران کننده است و به نظر من پاشنه آشیل مذاکرات است و قاعدتا ما این مورد را اجرا نخواهیم کرد و ما آن زمان به عنوان ناقض برجام شناخته می شویم. یعنی اگر امریکایی ها بخواهند دبه کنند نمی روند نظام تحریم ها را حفظ کنند بلکه خیلی راحت به سراغ اجرای این بند می آیند. یعنی به نحوی کار را پیش می برند که ما ناقض برجام شناخته شویم. چون رهبری فرمودند که من اجازه بازرسی از مراکز نظامی را نمی دهم. این بحث بهر حال روزنه ای است که اگر امریکا بخواهد دبه کند ما را از این زاویه ناقض توافق خواهد کرد.

این مسئله در صورتیکه اتفاق بیفتد وارد بحث برگشت پذیری می شویم. این بازگشت پذیری خودش یک بحث جدی است که در این صورت آیا بازگشت پذیری به نفع ماست یا به نفع طرف مقابل؟

پایه ی برجام بر دو محور بی اعتمادی و بازگشت پذیری استوار است. یعنی اینکه ما بی اعتمادیم … یعنی اگر امریکا هر جا نقض عهد کرد بتوانیم در هر مرحله ای برجام را متوقف کنیم طرف مقابل هم همین مسیر را برای خود در نظر گرفته است.

ظهوریان :

اگر بخواهم به ارزیابی توافق ورود کنم باید توجه کنیم که در ارزیابی هر پدیده‌ای ما نیازمند شاخص هستیم و وقتی این پدیده قرار شد به شکل جمعی مورد ارزیابی قرار گیرد نیازمند این هستیم که این شاخص‌ها تا حد ممکن عینی و بین‌الاذهانی (یعنی مورد توافق جمع) باشد که به نظر می‌رسد در مورد خاص توافق تنها شاخصی که این قابلیت را در بین نیروهای انقلاب دارد و تیم مذاکره کننده نیز حداقل در بیان خود را به آن متعهد دانسته‌اند خط قرمزهای رهبری است. در واقع خطوط قرمز ترسیمی رهبری حداقل ها و کف خواسته ما در توافق را ترسیم کرده‌است. این خطوط قرمز در آخرین سخنان رهبری در همین رابطه به نظرم تصریح شده است که عبارتند از: عدم پذیرش محدودیت های بلند مدت، عدم موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس، تحقق غنی سازی تا حد نیازهای کشور، عدم پذیرش هرگونه بازرسی از مراکز نظامی، عدم مصاحبه با دانشمندان هسته ای، موضوعات تحقیق و توسعه و … که در متن توافق تمام اینها به صراحت رد شده است و مهمتر از همه خطوط قرمز در مورد مهمترین ستانده ما یعنی لغو تحریم ها نیز رعایت نشده‌است. چرا که لغو تحریم ها در توافق دارای سیستم چند لایه، مشروط و پیچیده ای شده که تحقق آن را در عمل با مشکل مواجه می کند . همچنین در رابطه با نظر دوستان که می‌گویند خط قرمزها برای چانه‌زنی مطرح شده و سقف خواسته‌های ما در آن مطرح شده تا به کفی دست پیدا کنیم باید توجه کرد  که نص صحبت رهبری خلاف این مطلب است. ایشان در همین سخنرانی آخر تاکید می‌کنند این که برخی می‌گویند از خط قرمزها در صحبت‌های خصوصی صرف نظر شده دروغ است، یا در جایی دیگر می‌گویند این خط قرمزها باید رعایت شوند و همچنین تاکید می‌کنند این خط قرمزها مکتوب هم به مذاکره کنندگان ابلاغ شده که همه این عبارات چنین فرضیه‌ای را باطل می‌کند.

در مورد روشی که آقای احدیان اشاره کردند هم به نظرم از دو لحاظ ایراد وجود دارد. یک بعد این ایراد جنبه روش شناختی دارد و بعد دیگر معطوف به داده‌های نادرست است. از لحاظ ایراد روش شناختی باید توجه کرد توافق هسته‌ای پدیده پیچیده است که در آن انواع متفاوتی از داده‌ها و ستانده‌های غیر هم نوع وجود دارد که در صورتی می‌توان ادعا کرد که مقایسه داده و ستانده کرده‌ایم که همه این‌ها به یک واحد یکسان تبدیل شود و بعد بتوان مقایسه صحیحی بین آن‌ها انجام داد که این در عمل ممکن نیست یا حداقل خیلی سخت است. مثلا شما چطور می‌توانید آثار روانی بحث بازجویی از دانشمندان را تبدیل به یک شاخص کمی کنید. شما تعدادی  داده و ستانده را لیست کردید و بعد به صورت کاملا ذهنی و نامشخص نتیجه ‌گیری کردید ستانده‌ها بیشتر است.

احدیان: در توافق بحث بازجویی از دانشمندان نیامده است.

ظهوریان : در متن توافق نیست اما در سند نقشه راه توافق شده بین ایران و آژانس که اجرای آن یکی از شروط ۳۹ گانه اجرای تعهدات طرف مقابل است بر ملاقات‌های فنی با کارشناسان ایرانی تصریح شده است.

احدیان : سند نقشه راه هنوز منتشر نشده است و کسی از محتوای آن اطلاع ندارد و حتی کنگره درخواست کرده که سند به او داده شود.

ظهوریان : این سند را چند روز پیش سایت آژانس منتشر کرده و می‌توانید از طرف بنده آن را به کنگره هم بدهید. در متن آن هم صریحا بیان می‌کند ملاقات‌های فنی با متخصصان ایرانی باید انجام شود

احدیان : آنجا فقط مصاحبه مکتوب آمده است یا شاید منظورش مصاحبه اینترنتی است.

ظهوریان: چطور نیست؟! من به شما نشان می دهم که ملاقات حضوری در سند آمده است . من متن این سند را دارم. در این سند عبارت نشست آمده که خود مشخص کننده ی مصاحبه با دانشمندان است و تاکید می‌کند این نشست‌ها هم در تهران برگزار می‌شود و کلمه میتینگ به معنی ملاقات حضوری است و اگر منظور مصاحبه مکتوب بود باید کلمه اینترویو قید می‌شد و یا در همین سند اشاره شده به بازرسی از پارچین که البته تاکید کرده به روشی محرمانه خواهد بود که در اینجا قید نشده چگونه این اتفاق خواهد افتاد.

احدیان: اگر مصاحبه با دانشمندان هسته ای داشته باشیم که اصلا توافق فایده ای ندارد و همین یک مورد کل توافق را زیر سوال می برد و با همین یک عامل من خودم مخالف توافق می شوم. اما طبق اطلاعاتی که دارم اینطور نیست. آن چیزی که ما شنیدیم این است که اگر این مصاحبه با دانشمندان در سند توافق باشد اصلا مغایر با بیان صریح رهبری است که فرمودند من اجازه ی بازجویی از دانشمندان هسته ای را نمی دهم. چون اصلا این مورد قابل گذشت نیست. لذا این نکته یک خط قرمز مبنایی و غیر قابل گذشت است . اما در مورد پارچین طبق اطلاعاتی که ما در دست داریم قرار بر این است که صرفا نمونه برداری آن توسط خودمان مطابق با معیارهایی که آژانس اعلام می کند صورت بگیرد. در مورد این نشست مشترک که می فرمایید در توافق نامه آمده است که به شیوه ای مکتوب باشد.

ظهوریان:

میتینگ به معنای مصاحبه ی مکتوب و غیر حضوری نیست. ضمن این که قید شده این نشست‌ها در تهران برگزار می‌شود و مصاحبه مکتوب یا اینترنتی در تهران بودنش معنایی ندارد. آقای احدیان می‌فرمایند در پارچین قرار شده ما خودمان نمونه‌برداری کنیم، من هم امیدوارم روابط ایران و آژانس اینقدر صمیمی شود که دستمال‌ها را بدهند به خودمان و برایشان نمونه‌برداری کنیم، اماواقعا نمی‌توانم خوش بین باشم.

احدیان:

من نگاهم در خط قرمزها این است که بخشی از آنها علنی شده و نه همه اش. برداشت من این است که اگر بخواهیم وارد تحلیل توافق بر مبنای خط قرمزها باشیم باید تمام خطوط قرمز را داشته باشیم. نه صرفا چند خط قرمزی که علنی شده است. اولا آیا خطوط قرمز همین چند موردی است که علنی شده ؟ طبیعتا اینطور نیست. اگر بخواهیم بررسی کنیم برجام خوب یا بد است باید تمام خطوط قرمز را داشته باشیم.

ظهوریان:

این اختلافی است که ما داریم. صریح سخنان رهبری مغایر با این چیزی است که می فرمایید. چون رهبری صریحا اعلام کرده اند ما همین خطوط قرمز را هم مکتوب به تیم مذاکره کننده اعلام کرده ایم و مجددا در سخنرانی آخرشان هم اعلام کرده اند که ما در جلسات خصوصی هم همین را گفته ایم و در جایی هم می گویند اهم یعنی مهمترین خطوط قرمز همین‌ها بوده که گفته‌ام.

احدیان:

آن چیزی که من قبول دارم این است که خطوط قرمز دو دسته اند. خط قرمز هایی هستند که باید رعایت شوند اما در فرایند مذاکره اگر از آن چشم پوشی کنیم تاثیر معناداری در کل فرایند نخواهد گذاشت این ها از نظر بنده قابل گذشت و چشم پوشی می شود. یکسری خطوط قرمز هم غیر قابل گذشت است. یعنی اگر یک مورد آن هم رعایت نشود کل ماجرا را بهم می ریزد. از جمله همین مصاحبه یا بازرسی از مراکز نظامی.

ظهوریان:

این نگاه شما به عنوان یک وجه اشتراک خوب کمک می کند بحث جدی تر پیش برود.

وجه دیگر نقدی که به توضیح آقای احدیان وارد است کامل نبودن و محتوای بعضا نادرست این داده‌ها و ستانده‌ها است که چه در جلسه تالار ابن سینا و چه در این جلسه بیان شد. ما در متن توافق هم دو نوع متن داریم یکی متن فارسی و دیگری هم متن انگلیسی که این دو تفاوت های بنیادین با هم دارد به این معنا که در متن فارسی اصلا چند صفحه از متن انگلیسی نیست. در متن فارسی یکسری از کلمات اشتباه یا حتی برعکس ترجمه شده است و لذا برای تدقیق در این داده‌ها و ستانده‌ها باید به متن اصلی رجوع کرد.

مثلا شما رفع تحریم های بانکی را در روز توافق به عنوان ستانده نام می برید در حالی که چنین چیزی اصلا در توافق وجود ندارد. طبق توافق برجام تا زمانی که آژانس انجام کامل ۳۹ تعهد ایران را تایید نکند طرف مقابل هیچ تعهدی را اجرا نخواهد کرد. البته اعلام خواهند کرد اما موثر شدن آن منوط شده به اینکه ایران تمام تعهدات خود را انجام دهد! یا فرمودید بر طبق توافق تا سقف ۱۰ سال ما اجازه نداریم بیش از ۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده داشته باشیم، در حالی که کلمه تا سقف اصولا در این بخش وجود ندارد و مدت زمان صحیح نیز ۱۵ سال است. یا این نکته بیان شده ذخایر اورانیوم ایران دو تن است صحیح نیست و مقدار صحیح آن بیش از ۹ تن است که تازه ۴۵۰ کیلو ۲۰٪ هم بر طبق توافق ژنو اکسید شده‌است. یا فرموده‌اید آن زمان ]بیانیه تهران[فقط با یک وعده، خروج اورانیوم غنی شده از کشور را پذیرفتیم، در حالی که این کار امکان برگشت پذیر بودن هم نداشت در صورتی که در متن بیانیه تهران قید شده‌است که «اجرای بیانیه منوط به امضای یک موافقتنامه مکتوب با ساز و کار مناسب که گروه وین را ملزم به ارائه سوخت ۲۰٪ درصد به ایران کند» است و لذا ادعای فقط با یک وعده بودن قضیه درست نیست و از سوی دیگر در متن بیانیه قید شده‌است که «اورانیوم ایران به صورت امانت و در مالکیت ایران در خاک ترکیه خواهد بود و ترکیه حسب درخواست ایران آن را به ایران به سرعت و بدون قید و شرط برگشت می دهد.» و لذا بازگشت ناپذیری آن هم درست نیست.

اگر اجازه بدهید وارد خط قرمزهای رهبری شویم. اولین خط قرمز رهبری این بوده که می گویند ما محدودیت های بلند مدت را قبول نداریم. رهبری می گویند ده سال و ۱۲ سال یک عمر است. اما در توافق ما اکثر تعهداتمان بالای ۱۰ سال است. ما در برجام فقط ۲ تعهد ۱۰ ساله داریم و بقیه تعهدات ۱۵ سال و ۲۰ و ۲۵ ساله است و تاسف‌بار این که ۵ تعهد ابدی هم داریم که این هم از شگفتی‌ها دیپلماسی کشورمان است.

تعهدات ۱۰ ساله ایران عبارتند از محدود شدن تعداد سانتریفیوژ ، محدودیت ها در حوزه ی تحقیق و توسعه ، که بعد از ۱۰ سال و قبل از ۱۵ سال هم تغییر در آن منوط شده به کسب مجوز از کمیسیون مشترک!

محدودیت های ۱۵ ساله زیادی هم داریم. مثل محدودیت در میزان ذخایر اورانیوم، محددود شدن غنی‌سازی به نطنز و حدود ۸ تعهد بسیار کلیدی دیگر. همچنین اضافه کنم که تعهدات ۲۰ و ۲۵ ساله را که عمدتا تعهدات نظارتی است و در نهایت ما در این توافق متاسفانه ۵ تعهد ابدی هم داده ایم. یعنی تا چند صد سال دیگر هم نمی توانیم در آن حوزه‌ها اقدامی انجام دهیم. اصلا ما نمی دانیم که در آن زمان علم دقیقا کجاست. محدودیت هایی مثل ساختن تاسیسات بازفراوری، برای همیشه ایران باید سوخت مصرفی کلیه ی راکتورهای هسته ای خود را از کشور خارج نماید. چرا ؟ چون استدلال می کنند که اینها در ساخت بمب هسته ای کاربرد دارد. این نکته ی درستی است اما سوال اینجاست که اینها مگر برای چیز دیگری کاربرد ندارد؟ به گفته بسیاری از متخصصان با توجه به محدودیت ذخایر اورانیوم آینده سوخت دنیا بر اساس بازفرآوری خواهد بود. یعنی پسماند سوخت یک رآکتور می تواند بازفراوری شود و در راکتور دیگر و به شکلی دیگر مورد بهره برداری جدی قرار گیرد. این هم در شرایط کشور ما که اورانیوم در آن محدود است ما آمده ایم و به صورت ابدی در این زمینه تعهد داده ایم که نه تحقیق و توسعه در این حوزه داشته باشیم و نه بازفرآوری کنیم و نه تاسیسات آن را بسازیم.

برویم سراغ بحث لغو تحریم‌ها به عنوان تنها ستانده مورد انتظار ما در مذاکرات. ما چیزی که از توافق هسته ای و مذاکرات به دنبال آن بودیم بحث لغو تحریم ها بود. ابتدا ببینیم خط قرمزهای رهبری در این مورد چیست. من اکتفا می‌کنم به همین سخنرانی آخر ایشان. رهبری می‌فرمایند تمام تحریم ها باید در روز توافق لغو شوند. کلمه ی لغو آمده است و هیچ چیز دیگری نباید در این میان باشد. رهبری می فرمایند لغو تحریم ها منوط به اجرای تعهدات ایران نیست. نمی شود بگویند تعداد سانتریفیوژ را کاهش دهید، آب سنگین اراک را تغییر دهید … تا بعد آژانس گواهی دهد که ایران راست می گوید! رهبری تصریح کرده اند که ما این را مطلقا قبول نداریم.لغو تحریم ها منوط به اجرای تعهدات ایران نیست. برخی ممکن است بگویند که ما فقط نق می زنیم. راهکار شما چیست؟ این جا اتفاقا رهبری راهکار هم ارائه می‌کنند. می فرمایند که اجرائیات تعهدات طرفین باید متناظر با هم باشد. یعنی بخشی از این در مقابل بخشی از آن و بخشی دیگر از این در مقابل بخشی دیگر از آن. همچنین تاکید و تصریح داشته اند که تحریم های اقتصادی و مالی و بانکی باید در روز امضای توافق لغو شود و بقیه هم در فواصل معقول و متناظر با اجرای تعهدات ایران.

اما در توافق چه شکلی دیده شده‌است. در ضمیمه ی ۵ توافق و بند ۱۵ ، سی و نه تعهد برای ایران قید شده است و تاکید دارد که ایران باید تمام این ۳۹ مورد را انجام بدهد تا ما به روز اجرای توافق برسیم . به معنای دیگر انجام تعهدات ایران جزو اجرای توافق محسوب نمی شود. پس از اینکه ۳۹ تعهد ایران به شکل کامل انجام شد، باید مورد تایید آژانس هم قرار بگیرد و پس از تایید آژانس اولین گام اجرایی آنها شروع می شود که در مجموع لغو تحریم‌ها با فرض خوش بینانه پایدار بودن توافق ۱۰ سال طول خواهد کشید که آن هم به صورت پلکانی و تدریجی خواهد بود، بخشی از تحریم‌ها پس از گواهی آژانس مبنی بر انجام تعهدات ایران تعلیق خواهد شد، بخشی ۵ سال بعد، بخشی ۸ سال بعد و بخشی ۱۰ سال دیگر. پس می بینیم زمانیکه رهبری مدل ارائه دادند که اجرائیات توافق باید برای طرفین  به صورت متناظر در نظر گرفته شود نه تنها دیده نشده است بلکه زمانیکه ما تمام تعهدات خودمان را هم انجام بدهیم تازه آنها شروع در طول ۱۰ سال به تدریج تحریم‌ها را خاتمه خواهند داد. تازه در همان جا هم گفته آمریکا سعی می‌کند که تحریم‌ها برداشته شود و قولی نداده است.

احدیان : کلمه تلاش می‌کند در آن جا وجود ندارد و من از آقای ظهوریان که به انگلیسی هم مسلط هستند خواهش می‌کنم به متن انگلیسی رجوع کنند که در آن جا لغو قطعی تحریم‌ها قید شده‌است.

ظهوریان : کلمه دقیقی که اینجا آمده SEEK است که هیچ تعهدی ندارد و به معنی طلب کردن و درخواست کردن و تلاش کردن است و می‌توانند بعد ۸ سال به راحتی بگویند ما تلاش کردیم و درخواست کردیم اما نشد. نکته ی دیگر اینکه وقتی می گویید «پی ام دی» یا ابعاد احتمالی نظامی در توافق نیامده باید بگویم اصلا نکته ی درستی نیست.

احدیان : پی.ام.دی در توافق وجود ندارد.

ظهوریان :  نکته شما صحیح است. در خود متن توافق عنوان «پی ام دی» را نیاورده است اما باید توجه کنید که در برجام به اسناد پشتیبانی ارجاع داده شده است که آن اسناد هم برای کشورمان تعهد ایجاد کرده‌است. مثلا در متن برجام به صراحت می گوید ایران باید به طور کامل نقشه ی راه تدوین شده با آژانس را به عنوان یکی از تعهدات ۳۹ گانه خود طبق برجام برای حل مسائل و ابهامات گذشته و حال برنامه هسته‌ای اجرا کند  و آژانس آن را تایید کند. اما مسائل گذشته و حال هسته ایران چیست؟ جالب است بدانیم که این نکته را ارجاع می دهد به گزارشی به تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۱۱ که در آن گزارش حدود ۱۱ مورد لیست تعهدات ایران شمرده شده که همان طور که می‌بینید مورد ششم این موارد PMD  یا همان ابعاد احتمالی نظامی ایران است. در این گزارش اتفاقا به بازرسی از پارچین و مراکز نظامی ایران هم اشاره شده و می گوید «ایران باید دسترسی فوری و بدون وقفه به سایت هایی که بازرسان آژانس درخواست می‌کند بدهد.»  پس همان طور که می‌بینید ابعاد احتمالی نظامی هم یکی از آن تعهدات است.

اما به نظرم مهمترین و فاجعه‌بارترین نکته در توافق بحث بازرسی‌ها است. طبق برجام پس از فاز اجرا اولاً به‌مدت ۹ماه ایران موظف است ۱۳۰ تا ۱۵۰ بازرس آژانس را به‌صورت ثابت در خاک خود پذیرش کند و نکته تأسف‌برانگیز اینکه هدف از بازرسی‌ها در توافق نه اطمینان از صلح‌آمیزبودن برنامه هسته‌ای ایران که «اطمینان از عدم وجود فعالیت‌ها و مواد هسته‌ای اعلام‌نشده» عنوان شده است که این مسئله دست آژانس را در بازرسی از تمام مراکز کشورمان باز می‌گذارد و به‌تعبیر مقام معظم رهبری چنین هدفی صرفاً با جستجوی وجب‌به‌وجب خاک ایران محقق‌شدنی است.
همچنین براساس بند ۷۸ از ضمیمه اول توافق پس از حل مسائل گذشته و حال برنامه هسته‌ای ایران و برای مسائل آینده نیز درباره موارد اختلافی درمورد بازرسی‌ها آمده است درصورتی‌که ایران با بازرسی از مکانی یا رویه‌ای که آژانس برای بازرسی مذکور درخواست کرده مخالفت کند، موضوع باید به کمیسیون مشترک (متشکل از ایران، آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس، اتحادیه اروپا، چین و روسیه) ارجاع شود و این کمیسیون با رأی پنج عضو از هشت عضو نظر خود را اعلام خواهد کرد و ایران موظف به اجرای آن است. به عبارت دیگر براساس توافق برای بازرسی از مکان نظامی یا امنیتی یا هر مکانی که ایران با بازرسی از آن مخالف باشد، به رأی پنج عضو از هشت عضو کمیسیون نیاز دارد. بر این اساس با توجه به اینکه پنج عضو کمیسیون مشترک غربی هستند، با رأی بلوک غربی در کمیسیون مشترک ایران به پذیرش بازرسی از هر مکانی به هر شکلی ظرف سه روز  موظف است. یعنی اگر طرف مقابل اراده کند مثلا از زیر زمین فیضیه به هر شکلی بازرسی کند طبق برجام در صورت اراده پنج کشور غربی ما موظفیم ظرف ۳ روز چنین اجازه‌ای را صادر کنیم. شاید آقای احدیان با خودشان بگویند شما داری مسئله را بزرگنمایی می‌کنی و اینقدر هم بی صابطه نیست که الکی درخواست بازدید کنند.

در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای مربوط به خاطرات سالهای ۸۲ تا ۸۴ به قلم خود آقای روحانی بوده و در صفحه ۲۲۰ خود ایشان آورده اند که گفته آژانس خواستار بازرسی از سایت های نظامی کلاهدوز، لشکرآباد و کالا الکتریک بود . به سایت کلاهدوز رسیدند گفتند مکانی در نزدیکی آنجا قرار دارد و ما می خواهیم آنجا را هم بازرسی کنیم! آقای روحانی اجازه بازدید را گرفتند و مشخص شد که آنجا یک کارخانه سماور سازی و مربوط به بخش خصوصی است.» یعنی آش بازرسی ها به همین شوری و راحت است که هر جا که اراده کنند باید انجام شود! تازه آن زمان ما تنها پروتکل الحاقی را اجرا می‌کردیم و در برجام تعداتی بسیار فراتر از پروتکل را پذیرفته‌ایم که همان سیستم هر مکانی و به هر شکلی است. در واقع  مهم‌ترین کارکرد نظام بازرسی برای آمریکا و غرب بر اساس تجربه این کشورها در عراق و لیبی نه اطمینان از فعالیت هسته‌ای ایران که کاهش هزینه حمله احتمالی به کشورمان در آینده از طریق کسب اطلاعات از ترکیب و ساختار نظامی و دفاعی ایران است و رئیس‌جمهور آمریکا نیز با بیان این عبارت که «از طریق رژیم بازرسی و راستی‌آزمایی هر رئیس‌جمهوری که در آینده قصد حمله به ایران را داشته باشد در موقعیت بهتری خواهد بود» بر این هدف تصریح می‌کند.

احدیان: ما در جاهایی خیلی با شما اختلاف نظر داریم. یک جاهایی انگار با رویکرد «ضعف پیدا کنی» بوده است! من همچنان پیشنهادم این است که ضعف و قوت را با هم ببینیم. شاید یکی از اشکالات تحلیل بر مبنای خط قرمز این باشد که ما را به همینجایی که شما ایستاده اید می رساند.  چون شاید کل خطوط قرمز ۴۰ مورد بوده که خیلی از آن‌ها را رهبری بیان نکرده اند . خب طبیعی است که خیلی از آنها رعایت شده است.

در مورد بازرسی‌ها من هم معتقدم از نقاط ضعف جدی توافق است. در خصوص تحریم ها آنها باید مصوبه ای بگذرانند که کلمه ی رفع درست است. دستورش را صادر می کنند. یکی از نقطه ضعف های برجام البته همین هست که آنها یک مصوبه می گذرانند و ما هم یکسری اجرائیات زیاد خواهیم داشت و این اجرائیات زمانی انجام می شود که آنها هم مصوبه ای را گذرانده اند و علی رغم اینکه اشکال وارد است اما ندیدن این موضوع بی انصافی است. طبیعی است وقتی اجرای تعهداتمان حدود ۶ ماه به طول می انجامد و به فرض که در میانه ی راه طرف مقابل بد عهدی کند چه اتفاقی می افتد؟ ادعای من این است که این یک نقطه ضعف بزرگ است اما با توجه به مدل برگشت پذیری که داریم ریسک پایینی دارد. یعنی به نحوی نیست که ما اگر با بد عهدی طرف مقابل مواجه شدیم در مکانیزم برگشت پذیری متضرر شودیم. در فردو و در هیچ یک از تاسیسات هسته ای به نقطه ی قبل بر نمی گردیم بلکه در مرتبه ای جلوتر و پیشرفته تر می رویم. نکته ی مهم این است که ما هم پروتکل الحاقی را موقت اجرا می کنیم .

ظهوریان: مگر چقدر احتمال این را می دهید که توافق به سال دهم بکشد و هیچ اتفاقی هم نیفتد؟

احدیان: از نظر حقوقی همه چیز در نظر گرفته شده و ظاهر مسئله این طور است که مشکل خاصی نباشد. از منظر حقوقی منطق دارد و منطق حقوقی کار درست است. اما از نظر سیاسی طبیعت ۸ ساله دولت امریکا اینطور است که جمهوری خواه خواهد شد و شروع می کند ایجاد اشکال. به نظر من هم توافق احتمالا ۸ ساله نخواهد شد. اما اتفاق مهم در همان برگشت پذیری می افتد. باید در اینجا توجه داشته باشیم که چه کسی در برگشت پذیری ضرر می کند؟ آیا مگر برگشت پذیری فقط برای ماست؟ ما در نطنز و در سایر تاسیسات هسته ای هیچ گاه به نقطه ی قبل بازنمی گردیم و همچنین این روند افزایشی و رو به پیشرفت خواهد بود. بازگشت پذیری بستگی به زمان هم دارد. یعنی اگر به فاصله ی یک روز و یا سه سال بعد از توافق بخواهد قانون بازگشت پذیری را به اجرا بگذاریم طبیعی است که روند بازگشت پذیری به نفع ماست. چه در نطنز، چه در سرمایه گذاری ها و غیره. اما نکته ی مهم این است که آیا امریکایی ها می توانند در زمان بازگشت پذیری اتحادیه اروپا را با خود همراه کنند یا نه؟ چون باید توجه کنیم زمانی عرصه بر ما تنگ شد که اتحادیه اروپا هم تحریم های خود را مضاعف کرد. برداشت بنده این است که اتحادیه اروپا به این راحتی همراه نخواهد شد. برای آنها هم البته غیر منطقی نبوده که ما را تحریم کنند چون با خودشان محاسبه می کردند که چرا ایران دنبال هسته ای شدن باشد. اما اکنون اروپا به میدان آمده و می بیند که ایران در فرایند صلح آمیز فعالیت می کند و این بر می گردد به این مسئله که آن زمان ناقض توافق چه کسی قلمداد شود! در فردو و نطنز هم بازگشت پذیری ما سریع است و زیرساخت‌های آن وجود دارد و هیچ جا نیامده زیرساخت باید جمع شود. همین را هم در پایان تصریح می کنم با توجه به اطلاعاتی که بنده از روند توافق دارم و باشرایط فعلی اگر پرسیده شود بنده با اطمینان به این توافق رای مثبت می دادم. این رای مثبت بنده بر اساس اطلاعات امروز خودم هست که حتی با نگاه بدبینانه جستجو کردم.

ظهوریان:  قبول دارم که در بیان من بیشتر به ضعف‌ها پرداخته شده و علت آن‌ هم نفس همین مدل خط قرمز است که بیشتر باید معطوف به رعایت یا عدم رعایت این خط قرمزها باشد . شما می‌گویید تعدادی خط قرمز وجود دارد که ما نمی‌دانیم چیست و آن‌ها انشاالله رعایت شده ولی سوال من این است که همین‌هایی که رهبری علنی بیان کرده‌اند و گفته اند اهم یعنی مهمترین خط قرمزها این‌ها است در توافق چه سرنوشتی داشته‌اند.

این که می‌فرمایید در صورت شکست توافق بازگشت‌پذیری ما سریع است هم منطق قوی ندارد. مثلا تخریب قلب رآکتور اراک یا فرستادن ۹۷٪ ذخیره اورانیوم به روسیه در صورت بد عهدی طرف مقابل جبرانش چقدر زمان نیاز دارد. یا اطلاعات ارزشمند داده شده از تمام زنجیره تامین هسته‌ای در قالب بازرسی‌ها که به نظر من از همه داده‌های ما برای طرف مقابل ارزشمندتر است چگونه قابل بازگشت است. شما می‌فرمایید صحبتی از جمع‌اوری زیرساخت‌های فردو و نطنز در توافق نیست اما در متن توافق هم در فردو و هم در نطنز بر حذف اینفراستراکچر یا همان زیرساخت تاکید شده‌است که مدت زمان بازگشت‌پذیری ما را بسیار بالا خواهد برد. ضمن این که خود همین توقف نسبی ۱۵ ساله منجر به از بین رفتن زنجیره تامین ما و رفتن دانشمندان و متخصصان این صنعت به سایر صنایع خواهد شد که راه‌اندازی دوباره این صنعت را به امری بسیار مشکل تبدیل خواهد کرد.

از سوی دیگر می‌فرمایید که در صورت شکست توافق اروپایی‌ها برای تحریم با آمریکا همراهی نخواهند کرد یا در تالار ابن سینا می‌گویید در امر بازرسی‌ها اگر اختلافی بین ایران با کشورهای اروپایی باشد خانم موگرینی چون ایتالیایی است ممکن است طرف ایران را بگیرد و ۵ رای برای آن‌ها جمع نشود . این نیز به نظرم تصویری رویایی و آرمانی از دنیا است که ما هم دوست داریم واقعیت داشته باشد. اما این تصویر ریشه‌ای در واقعیت ندارد. به غرب باید نگاه تمدنی داشت و بر این اساس حتی با فرض بسیار خوش بینانه عدم همراهی دولت‌های اروپایی برای برقراری مجدد تحریم‌ها وقتی آمریکایی‌ها شرکت‌ها و کشورهای غربی را از طریق تحریم‌های فرامرزی خود مخیر به انتخاب بین تجارت با ایران یا آمریکا کنند به شکل طبیعی آن‌ها ایران را انتخاب نخواهند کرد.

[۱] Iran us road map

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140