پنج شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۰۹
شرف توسعه غربی با لیبرال دمکراسی بر رکود فرهنگی و اقتصادی و سیاسی همراه با یدک کشیدن اسلام کنار اسم «جمهوری»
ناکجاآباد

باشد قبول! انقلاب نکردند برای آب و برق مجانی، انقلاب کردند برای اسلام …

باشد! انقلاب کردند که چادر از سر ناموسشان نکشند …

اما چقدر اسلام داریم؟

باگذشت حدود ۳۷ سال از انقلاب اسلامی نظامی بوروکراتیک تشکیل داده‌ایم که همین‌طور با شتاب دارد به سمت ناکجاآباد حرکت می‌کند.

ناکجاآباد

توسعه غربی با لیبرال دمکراسی شرف دارد به این رکود فرهنگی و اقتصادی و سیاسی همراه با یدک کشیدن اسلام کنار اسم «جمهوری»

باشد قبول! انقلاب نکردند برای آب و برق مجانی، انقلاب کردند برای اسلام …

باشد! انقلاب کردند که چادر از سر ناموسشان نکشند …

اما چقدر اسلام داریم؟

باگذشت حدود ۳۷ سال از انقلاب اسلامی نظامی بوروکراتیک تشکیل داده‌ایم که همین‌طور با شتاب دارد به سمت ناکجاآباد حرکت می‌کند.

دیدم هرچه را جای «ناکجاآباد» بگذارم اشتباه است؛ بگویم به سمت اسلام حرکت کردیم که مضحک است! همه پدران و بزرگ‌ترها می‌گویند اوضاع سال ۶۵ و ۷۱ و… این‌طوری نبود! فلان بود الان نیست! فلان بود الان نیست!

بگویم به سمت توسعه تمدنی و رفاهی پیش رفته‌ایم (هرچند کارهایی شده) اما در برابر پیشرفتی که ممالک بی‌دین در همین چند سال از تاریخ کرده‌اند ناچیز است.

هر چه بیشتر به‌پیش می‌رویم گردن مافیای قدرت و ثروت در کشور کلفت‌تر می‌شود و اولیگارشی شکل‌گرفته مستحکم‌تر …

فکرش را می‌کردم که ۹۹% در برابر ۱% فقط وال‌استریت نیست همین بیخ گوش خودمان نمونه کثیف‌ترش را داریم.

با هزینه‌هایی که فقط صرف رسیدگی به پرونده یکی از این مفسدان اقتصادی شد مثل همین جوانک بابک زنجانی، چقدر می‌شد جوان‌های بیکار سرکار بروند… فقط چند ماه است که رسانه‌ها ملت را مسخره خودشان کرده‌اند و دادستان‌ها و به همین بهانه دارند حق مأموریت می‌خورند و الخ …

اسم پول‌هایی که خودش کوفت کرده را که نمی‌شود برد، به نظرم با نصف آن می‌شود چند بار تهران را کوبید و دوباره ساخت!

ای‌کاش یکی بود! هرروز گند یکی از آن‌ها بیرون می‌زند …

انصافاً که نگاه می‌کردم فقرای دنده به دندان رسیده‌ی شهرمان، کاملاً حق می‌دادم که از گرسنگی بمیرند؛ چون این بیت‌المال اگر گنج قارون هم بود تا حالا بارها باید ته می‌کشید.

این حجم عظیم از غارت اموال مردم مستضعف در آمریکا هم اتفاق نمی‌افتد!

یادش بخیر که می‌فرمود خدا نکند اسلام را از رضاخان بگیریم و به دست ما گرفتار شود …

الحق که دیدن این همه بی‌عدالتی انسان را پیش خودش سرافکنده می‌کند

الحق که این موج لجنزار مفاسد اقتصادی حال آدم را از هر چه مسئول است به هم می‌زند

الحق که آدم وقتی باانصاف نگاه کند می‌بیند مطالبات خاله‌زنک گونه گفتگوهای اتوبوسی مردم واقعاً بجاست

باید رفرم بزرگی در سطح «صدر تا ذیل»! به وجود بیاید که راهش گسترش مطالبات مردمی ست.

باید در سطوح مدیریتی سیستم نظارتی مثل کشورهای ظاهراً بی‌دین غربی تشکیل شود تا اجازه این غارت‌ها از دست برود.

دزد را باید رسوای عالم کنند، اموالش را مصادره و همپالگی‌هایش را اخراج کنند؛ چه این دزدی‌هایی که در سطوح بالا رخ می‌دهد نه تنها مصداق سرقت است بلکه مصداق تبلیغ علیه اسلام نیز هست … دیگر مجازاتش را قضات تعیین کنند!

پول‌های رفته از بیت‌المال را تمام و کمال به‌جایش بازگردانند نه اینکه سر راه دوره الک کنند و جزء دزدی!

گزارش‌های کاملی از اموال مدیران و مسئولین حکومتی قبل و بعد از دوران مسئولیتشان ارائه شود تا «مردم» ناظرترین نظارت را انجام دهند.

در غیر این صورت بقول حاج حیدر رحیم‌پور اسلام را از کنار جمهوری خط بزنند …

صلواتی به روح پیرمان خمینی هدیه می‌کنم که راه کنونی را هم او به ذهنم انداخت که ما باید:

دولت تعیین کنیم و تو دهن این دولت بزنیم …

البته منظورمان از دولت، دولت فلان شخص و فلان رئیس‌جمهور نیست؛ بلکه کلیت «دولت» در این سیستم فعلی ست که مردم نقش مترسک‌هایش را بازی می‌کنند و نه پایی برای حرکت دارند نه دهانی برای خوردن! و مسئولینش گرازهای درنده که مزرعه را غارت می‌کنند و به‌قدر زورشان می‌خورند و به‌قدر بزرگی پاهایشان لگدمال می‌کنند؛ و حیف از محصولات ناب و بکری که دست نرده گندیده می‌شوند! …

یا علی(ع) بگوییم و حقی که گرفتنی ست را بگیریم …

اللهم عجل لولیک الفرج

سید محمدرضا حسینی

ثبت نظر

نام:

پست الکترونیک:

خبرنامه

آخرین مطالب
کانال تلگرامی
تبلیغات
140